آدام برمني (وفات‌: حدود 1076) موجود است‌، بااين‌حال مي‌توان گفت كه اين نقشه‌ها تا اواخر سده‌ٴ سيزدهم‌، به‌رشد كامل نرسيد. پس اين عصر ماست كه مي‌توان آن را به حق عصر باروري‌ نقشه‌هاي دريايي خواند. منشأ پيدايش اين نقشه‌ها بسيار مبهم است‌. آيا بهتر نيست به‌جاي‌ اين‌كه مانند بسياري از محققان منشأ واحدي را مسلم بدانيم‌، چنين فرض كنيم كه‌، همين‌كه به‌ وجود اين نقشه‌ها نياز شديدي احساس شد، در نقاط زيادي مستقلاً پديدار شدند. راه‌نمايان‌ كشتي‌هاي عربي كه كشتي‌هايشان را در اقيانوس هند و جزاير هند شرقي پيش مي‌راندند بايستي‌ اين نياز را شديدتر از راه‌نمايان جنوايي احساس كرده باشند كه در مديترانه و درياي سياه‌ كشتيراني مي‌كردند. اين افراد هيچ تماس شخصي نداشتند، ولي آيا همان نيازهاي ساده‌اي كه از مغزهايي با همان خصلت اساسي مي‌گذشت‌، نبايد نتايج يكساني داشته باشد؟ ما به‌خاطر اشارات مكتوب‌، از وجود نقشه‌هاي دريايي در شرق و غرب آگاهيم‌. از اين گذشته‌، موجوديت‌ نقشه‌هاي عربي بسيار محتمل‌تر است‌، چون مي‌دانيم كه (اگر نه پيش‌تر) در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، راه‌نمايان حرفه‌اي دريا (به نام معلّم يا مُسْتَعْمِل مَركب‌)، و نويسندگان دستورهاي‌ درياباني وجود داشتند، مانند ((سه شير دريا))، يعني سهل بن اَبان‌، محمد بن شاذان‌، و لَيْث بن‌ كَهْلان‌. به همان ترتيب وقايع‌نامه‌ٴ انگلستان‌، تأليف راجر هاودني‌، حاكي از وجود نوعي راه‌نماي‌ كشتيراني مربوط به كرانه‌هاي مديترانه در پيش از سده‌ٴ سيزدهم است‌؛ هنوز هيچ نقشه‌ٴ دريايي‌ عربي را نمي‌شناسيم كه مقدم بر سده‌ٴ چهاردهم‌، باشد و نقشه‌ٴ دريايي مديترانه‌، يعني نقشه‌ٴ پيزايي متعلق به پايان سده‌ٴ سيزدهم است‌، ولي اين نبودن اسناد به هيچ‌روي موجب شگفتي‌ نيست‌. چنين نقشه‌هايي در دست افرادي كه آنها را مورد استفاده قرار مي‌دادند پاره يا مفقود مي‌شد، و از اين گذشته‌، مي‌توان تصور كرد كه نقشه‌هاي مقدم بر سده‌ٴ چهاردهم‌، متعدد نبوده‌ است‌. آنچه مي‌توان آن را توليد تجارتي نقشه‌هاي دريايي به شمار آورد، يعني تهيه‌ٴ آنها در نسخه‌هاي متعدد پيش از سده‌ٴ چهاردهم‌، آغاز نشده بود.
ارزش نقشه‌هاي دريايي در اين است كه مبتني بر تجربه بودند. اين تجربه بسيار خام بود، ولي خامي اطلاعات تا حدي بر اثر فراواني آنها جبران مي‌شد، و خام‌ترين تجربه‌ها بهتر از چشمپوشي عمدي از آنهاست‌. بدبختانه نقشه‌هاي دريايي تنها مورد استفاده‌ٴ دريانوردان قرار مي‌گرفت‌، آنان توجهي به خشكي‌ها نداشتند، و بدين ترتيب اكثريت عظيم مردم‌، حتي‌ دانشمندترين آنان‌، به اين نقشه‌ها كمتر علاقه‌اي نشان مي‌دادند.
گروه اخير چه نوع نقشه‌هايي را مورد استفاده قرار مي‌دادند؟ ضعف گرايش‌هاي مدرسي‌ مآبانه در هيچ زمينه‌اي بارزتر از اين نبود، چون فضلا و اهل علم در قرون وسطا به نقشه‌هاي‌ جهان‌نمايي قناعت مي‌كردند كه نه‌تنها بيهوده‌، بلكه اصولاً غلط بودند. براي آنان خيلي دشوار نبود كه غلطهاي اين نقشه‌ها را در برخي موارد تصحيح كنند، ولي علاقه‌اي به اين كار نداشتند؛